(نقاشی روی گچ)۴
صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
« شبکه فارس »
واحد آموزش و پژوهش
« تحقیق برای فیلمنامه مستند »
عنوان تحقیق:
(نقاشی روی گچ)۴
محقق:
عبدالرضا رضایی
زمستان
1384
صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
« شبکه فارس »
واحد آموزش و پژوهش
« تحقیق برای فیلمنامه مستند »
عنوان تحقیق:
(نقاشی روی گچ)۴
محقق:
عبدالرضا رضایی
زمستان
1384
صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
« شبکه فارس »
واحد آموزش و پژوهش
« تحقیق برای فیلمنامه مستند »
عنوان تحقیق:
صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
« شبکه فارس »
واحد آموزش و پژوهش
« تحقیق برای فیلمنامه مستند »
عنوان تحقیق:
(نقاشی روی گچ)۳
محقق:
عبدالرضا رضایی
زمستان
1384
محقق:
عبدالرضا رضایی
زمستان
1384
صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
« شبکه فارس »
واحد آموزش و پژوهش
« تحقیق برای فیلمنامه مستند »
عنوان تحقیق:
(نقاشی روی گچ)۲
محقق:
عبدالرضا رضایی
زمستان
1384
صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
« شبکه فارس »
واحد آموزش و پژوهش
« تحقیق برای فیلمنامه مستند »
عنوان تحقیق:
(نقاشی روی گچ)
محقق:
عبدالرضا رضایی
زمستان
1384
موسیقی بشنوید-سلامت بمانید
بر اساس يافتههاي پژوهشگران برزيلي، گوش كردن به آثار «موتزارت» باعث ميشود كه واكنش بيماران در حين انجام يك آزمايش خاص چشمپزشكي، قابل اعتمادتر باشد.محققان برزيلي، از سي بيمار كه چشم آنها به بيماري گلوكوم يا آب سياه مبتلا بوده است، خواستند تا پيش از انجام اين آزمايش، 10 دقيقه به سونات پيانوي موتزارت گوش كنند.
در همين حال سي بيمار ديگر در سكوت، منتظر انجام اين آزمايش بودند. اين تحقيق، كه نتيجه آن در مجله چشمپزشكي بريتانيا چاپ شده است، حاكي است كه گوش كردن به اين موسيقي، باعث شد كه بيماران گلوكومي با دقت بيشتري در اين آزمايش شركت كنند. آزمايش «توانايي خودكار چشم در تحليل تصاوير محيطي»، معمولاً در بيماران گلوكومي، روشي قابل اعتماد نيست، چون نتايج آن به دقت بيمار در انجام اين آزمايش بستگي
دارد، اما بر اساس نتايج اين تحقيق، دقت بيماران پس از شنيدن يكي از آثار موتزارت، بهبود مييابد.
بسياري از اين اخبار را روزانه از سراسر جهان ميشنويم كه موسيقي چه آثار مثبتي بر روح و روان انسان، نباتات، حيوانات و… دارد. موسيقي و موسيقيدانان در دنياي امروز رهرواني مناسب براي بهداشت رواني جامعهاند.
درمان با موسيقي گانداروا ـ نواهايي براي ايجاد تعادل در طبيعت
در چند سال اخير، آيورودا نخستين روش درماني پيشرفته بر اساس موسيقي را ارائه كرده است. بيماران در كلينيكهاي ما، هر روز به مدت كوتاهي به نواي موسيقي گانداروا ودا ـ شاخهاي از ادبيات گستردة ودايي كه به «دانش الحان موسيقي» معروف است ـ گوش فرا ميدهند. موسيقي گانداروا قرنها پيش در هند باستان پا گرفت و امروزه هنوز قواعد آن، پايه و اساسي براي راگاهاي زيبا و طولاني است كه نوازندگان هندي آنها را مينوازند.
گانداروا ودا حاوي چندين تكنيك بسيار پيچيده است كه براي تغيير فيزيولوژي بدن به كار ميرود. موسيقي چيزي فراتر از نوايي «آرامشبخش» يا «مهيّج» است. راستي چرا به آن گوش ميدهيم؟ البته به خاطر لذت، اما همه لذتها به گونهاي بدن را تغيير ميدهند. معمولاً بعد از گوش كردن موسيقي باخ يا موتزارت، فشار خون خود را اندازه نميگيريم كه ببينيم چقدر بر ما تأثير گذاشته است ولي اگر بخواهيم فشار خون خود را پايين بياوريم آواي موسيقي كلاسيك ملايم و آهسته، داروي بسيار مؤثري است.
موسيقي به عنوان دارو
اين حقيقت كه موسيقي ميتواند نوعي شيوة درمان باشد نخستين بار در دهلي نو در كنفرانسي كه راجع به موارد استفاده كلينيك موسيقي گانداروا براي پزشكان تشكيل شده بود به ذهنم خطور كرد. در طي كنفرانس، يك خانم پزشك آيورودايي پشت تريبون رفت و اعلام كرد به جاي صحبت راجع به موسيقي گانداروا، ترجيح ميدهد نحوة عملكرد آن را به حضّار نشان دهد.
بر اين اساس از ما خواست كه براي چند دقيقه به آوايي كه به ويژه متعادلكنندة واتا بود گوش كنيم. زماني كه با آوايي تپنده و غريب شروع به خواندن ترانهاي دلفريب كرد چشمان خود را بستيم. سپس درخواست كرد هر كس نبض شخص كنارش را بگيرد. وقتي چنين كرديم متوجه شديم كه كاهش چشمگيري در ضربان نبض همه به وجود آمده است. بعد اقدام به خواندن آوازي كه ريتم تندتري داشت كرد. مجدداً براي چند دقيقه به آن گوش سپرديم و متعاقب آن نبض يكديگر را گرفتيم. ميزان نبض هر يك از ما بيشتر از حد نرمال، كه هفتاد تا هشتاد بار در دقيقه است، بود. در حقيقت، نواي موسيقي بدن ما را ماهرانه به سويي كه آن دكتر خواسته بود رهنمون ساخته بود. اين تكنيك اساسي، به همراه دهها تكنيك متنوع ديگر كه منطبق با بخشهاي مختلف بدن هستند، دانش پزشكي گانداروا ودا را تشكيل ميدهند. زيربناي دانش موسيقيدرماني، اين فرضيه است كه اصوات
موزون همان ارتعاشاتي هستند كه دوشاها را به حال تعادل در ميآورند.
دوشاها علاوه بر مزهها، رنگها و بوها با برخي آهنگهاي معين متعادل ميشوند و با برخي ديگر آشفته گشته و از حالت تعادل خارج ميگردند. نواختنِ تند يا كندِ موسيقي، تنظيم و كوك ابزار موسيقي به طريق بم يا زير و نحوة تنظيم الگوهاي موزون موسيقي، همگي تكنيكهايي براي تغيير واكنش شنونده هستند. متون گانداروا حاوي راگاهايي هستند كه براي اوقات مختلف صبح و ظهر و شب مناسب ميباشند. براي مثال، هنگامي كه واتا بر اثر مشغلة كار در ساعت چهار بعد از ظهر به اوج ميرسد موسيقي ميتواند فشار كار را كاهش داده و ما را به وضع آرامتري سوق دهد.
نقل شده است كه اگر آهنگهاي گانداروا به طور صحيح نواخته شد تأثيرات كيهاني بر جاي ميگذارد. بدن انسان به تغييراتي كه بازتاب ريتمهاي متغير طبيعت هستند واكنش نشان ميدهد. تنها نبض شما نيست كه به هنگام شب آرام ميگيرد بلكه همه گياهان و جانوران نيز در انطباق با چرخههاي شبانة خود واكنش نشان ميدهند. موسيقي گانداروا همه آن ارتعاشات اساسي را كه از طريق طبيعت در هر لحظه به تپش در ميآيند در بر ميگيرند.
كاربرد موسيقي گانداروا
گانداروادرماني، بخش لاينفكي از برنامة درماني بيماران بستري در كلينيك ما ميباشد. براي استفاده خانگي از آن ميتوان نوار كاستها يا ديسكهاي فشردة موسيقي گانداروا را از طريق پست سفارش داد و در تمام مدت روز، هر سه ساعت به يكي از آنها گوش داد. هر بخش سه ساعته را «ساندهيا» مينامند و در هر يك از اين ساندهياها بايد به آهنگ خاصي گوش فرا داد. ساندهياها مثل نقاط قطبنما به يكديگر وصل ميشوند:
چهار ساندهياي اصلي كه در تصوير به صورت طلوع آفتاب، ظهر، غروب و نيمهشب نشان داده شدهاند نقاط عمده تغيير در چرخة روزانه هستند و تغيير و تحولاتي را كه در اين مقاطع زماني در ريتمهاي طبيعت رخ ميدهند منعكس ميكنند. چهار نقطة ديگرِ تغيير ريتم وجود دارد كه عبارتاند از: نيمة بامداد، شب و قبل از سحر. بدين ترتيب مقاطع سه ساعته از اين قرارند:
اين مقاطع زماني تقريبي هستند و بايد به تناسب فصول سال تغيير يابند. قاعده كلي آن است كه هنگام طلوع آفتاب، آغاز نخستين ساندهيا ميباشد.
درست مثل تغيير فصول سال كه دوشاهاي شما را در مقابل عدم تعادل آسيبپذير ميكند (و موجب سرماخوردگيهاي بهاره و حساسيتهاي اواخر تابستان ميشود) بدن شما نيز به مقاطع تغيير ريتم روزانه حساس است. همه عملكردهاي بدن در ساعات معيني از روز داراي اوج و در مواقع ديگر داراي افول هستند. موسيقي گانداروا همه اين فراز و فرودها را به جريان مستمر واحدي در انجام فعاليت تبديل كرده و نوسانات و ناهمواريها را حذف مينمايد. اگر سعي داريد بخوابيد اما نميتوانيد، به خاطر آن است كه ذهنتان هنوز درگير كارهاي نيمهتمام روز است. در اينجا از فقدان يك تغيير حالت آرام رنج ميبريد و گانداروا ميتواند آن را براي شما فراهم آورد.
ده دقيقه گوش فرا سپردن به موسيقي گانداروا در مواقع زير ميتواند بسيار مفيد باشد
به عنوان بيداركنندهاي آرام در هنگام صبح.
بعد از صرف غذا، براي آرام كردن عمل هضم.
به عنوان وسيلهاي براي به خواب رفتن، درست قبل از خواب.
در دوران نقاهت پس از بيماري.
در مواقع گوش كردن به موسيقي بهتر است آرام بنشينيد و چشمهايتان را ببنديد. بگذاريد توجهتان به آرامي معطوف آهنگ شود. اگر حواستان پرت شد آن را دوباره به آرامي به روي موسيقي تمركز دهيد. وقتي كه آمادة بيدار شدن از خواب هستيد ضبط صوت را خاموش كنيد و يكي دو دقيقه در سكوت بنشينيد.
اگر سعي داريد وزن خود را كم كنيد قبل از هر وعده غذا پنج دقيقه به موسيقي گانداروا گوش كنيد. اين كار باعث هشياريتان ميشود و به شما كمك ميكند تا بفهميد واقعاً چقدر گرسنه هستيد. اين موسيقي همچنين ميتواند در موقعي كه بر اثر اختلال واتا دچار نگراني و اضطراب هستيد مفيد واقع شود. تمركز آرام و ملايم بر موسيقي موجب آرامش و تسكين اين دوشا ميگردد.
بر پاية اعتقادي سنتي گفته ميشود كه پخش موسيقي گانداروا، هنگامي كه حتي در اتاق حضور نداريد سودمند است. اثر متعادلكنندة راگاها بدون حضور شخص نيز وجود دارد ولي تأثيرش بدان حدي نيست كه شخص حضور داشته و به آن گوش ميدهد. اگرچه اين تأثير از ديدگاه غرب غير قابل توضيح است ولي هر كس كه در خانهاي قدم گذاشته باشد به طريقي ميفهمد كه در آنجا مردمي شاد زيستهاند يا غمگين. گانداروا با ظرافتي خاص، فضا را با ارتعاشات شاد انباشته ميسازد. براي امتحان ميتوانيد اين موسيقي را براي چند روز متوالي بيوقفه در خانه خود پخش كنيد و هنگامي كه به خانه برگشتيد خود تأثير آرامش بخش و هماهنگكننده آن را دريابيد.
از آنجا كه راگاها بر پايه موسيقي غرب استوار نگشتهاند نوع سازها و اصوات آنها براي گوش ما ناآشنا و غريب جلوه ميكنند. بعضي از افراد اين آهنگها را زيبا مييابند و برخي ديگر به تدريج به آنها خو ميگيرند. ولي اثر اين موسيقي را بايد از جنبة تأثير آن بر بدن مورد قضاوت قرار دارد. اگر با شنيدن آن احساس شادابي، سبكي و هشياري ميكنيد پس موسيقي كار خود را كرده است.
چگونه گانداروا درماني را ياد بگيريم
براي استفاده از موسيقي گانداروا به عنوان نوعي شيوة درمان خانگي كافي است نوارها و ديسكهاي فشرده آن را توسط پست به آدرسي كه در انتهاي كتاب آمده است سفارش داده و آنها را به وسيله دستگاه پخش صوت گوش كنيد. همچنين خود ميتوانيد ياد بگيريد نوازندة گانداروا شويد. اين موسيقي در مدارس گانداروا ـ ودا كه در آمريكا، اروپا و هندوستان تأسيس شدهاند توسط اساتيد مشهور موسيقي كلاسيك هند آموزش داده ميشوند. هنرآموزان، در هر سطحي از مهارت كه باشند ـ حتي مبتدي ـ مورد پذيرش قرار ميگيرند. علاوه بر سيتار و تابلا كه زهي و كوبهاي هستند ميتوان فلوت هندي و نوعي سهتار به نام «وينا» را نيز در اين مدارس ياد گرفت. اين دو ساز بسيار قديمي اگر با صداي انسان همراه شود نابترين ابزار نواختن آهنگهاي گانداروا محسوب ميگردند.
ديپك چوپرا / مترجم: حميدرضا بلوچ / حسن هنديزاده
منبع : ماهنامه موسیقی مقام
پیانو در ایران
|
از زمانی که پیانو ساخته شد به دلیل رنگ زیبای صدا و توانایی اون در اجرای همزمان چندین نت، این ساز بزرگ همواره مورد توجه موسیقیدانان در سبک های مختلف بوده و هست. موسیقی ایران هم از این پدیده مستثنی نبوده و پیانو در اون نقش قابل توجه ای رو ایفا کرده. اولین پیانوهایی که وارد ایران شد در واقع هدایایی بودند از طرف پادشاهان اروپایی به شاهزادگان و شاهان ایران، که از این سازها سالها نوازندگان سایر سازهای درباری بصورت کاملا" ابتدایی استفاده میکردند. محمد صادق خان که نوازنده سنتور دربار بود، گاهی اوقات سری هم به پیانوی دربار می زد و قطعاتی را هم با آن ساز می نواخت. استمرار و علاقه ایشان به نواختن پیانو به حدی رسید که بعدها رسما" نوازنده پیانو شد و در مواردی هم تجربیات خود در استفاده از این ساز را در اختیار دیگران قرار میداد. اما نوازندگی پیانو بطور جدی سالها پس از ورود این ساز به ایران شروع شد، یعنی پس از آنکه لومر موسیقی کلاسیک را وارد ایران کرد. لومر یک افسر نظامی و معلم موسیقی فرانسوی بود که به دعوت ناصرالدین شاه برای تدریس در دارالفنون به تهران آمده بود. لومر با همکاری سالار معزز که معلم سلفژ بود و در گروه موسیقی نطامی تدریس میکرد و مدتی هم شاگرد کورساکوف بود، شروع به تدریس رسمی پیانو در ایران کردند. در همین سالها بود که پای اتودهای پیانو و همچنین اتودهای سایر سازها مثل ویلن، فلوت و ... به جمع موسیقیدانان و نوازندگان ایرانی باز شد. پس از انقلاب مشروطه و با توجه به تمایل رضا شاه به فرهنگ غرب، رسما" مدرسه موسیقی در ایران تاسیس شد و انجمن های موسیقی مانند انجمن فیلارمونیک تهران شروع به گسترش موسیقی غربی کردند. بتدریج ساز پیانو بعنوان ساز اجباری در هنرستاها و دانشگاهها در رشته های موسیقی کلاسیک تدریس شد و در کنار آن موسیقی سنتی و ایرانی نیز تمایل به استفاده از این ساز کلاسیک را پیدا کرد. از اولین نوازندگانی که با استفاده از امکانات کامل پیانو اقدام به نواختن موسیقی ایرانی کرد می توان به مرتضی محجوبی اشاره کرد. وی از آهنگسازان و نوازندگان اصلی رادیو و برنامه گلها بود و با بزرگانی چون بنان و قوامی همکاری میکرد. محجوبی جزو اولین کسانی بود که آکوردهای مخصوص موسیقی ایرانی را روی پیانو اجرا کرد و توانست توجه موسیقیدانان ایرانی را به پیانو بعنوان یک ساز با قابلیت های موسیقی ایرانی به خود جلب کند. از ساخته های او میتوان به تصنیف های کاروان، پیش درآمد دشتی و نوای نی اشاره کرد. قابل توجه این که شیوه نوازندگی و آهنگسازی مشیرهمایون شهردار و جواد معروفی که از نوازندگان شاخص رادیو در آن زمان بودند نیز تحت تاثیر مجوبی بوده است. جواد معروفی پس از دریافت دیپلم موسیقی از هنرستان فعالیتهای خود برای تاسیس انجمن موسیقی را آغاز کرد و همواره بعوان سولیست آن ارکستر ایفای نقش میکرد. وی با وجود آنکه شیوه خاص برای نوازندگی داشت از مرتضی محجوبی و مشیر همایون هم الهام گرفته بود. معروفی در کنار نواختن پیانو رهبر ارکستر رادیو و رهبر ارکستر بزرگ گلها هم بود. از شاگردان موفق جواد معروفی میتوان از انوشیروان روحانی نام برد که برای کمتر کسی در ایران گمنام است. وی در 18 سالگی برای ادامه تحصیل موسیقی به کنسرواتوار پاریس رفت و پس از پایان تحصیلات به ایران برگشت و عضو شورای موسیقی رادیو تلویزیون ایران شد. انوشیروان روحانی نقش مهمی در معرفی پیانو بعنوان یک ساز برای موسیقی مردم پسند ایرانی ایفا کرد و قطعات و ساخته های او هنوز جزو زیباترین و خاطره انگیزترین قطعات مردمی میباشد. اردشیر و انوشیروان روحانی ، سامان احتشامی و ... که اغلب از شاگردان جواد معروفی بودند در این میان جزو گروهی از نوازندگان بودند که بخاطر نواختن اتودهای کلاسیک از تکنیک بالای برخوردار شدند. اغلب این پیانیستها که قطعات ایرانی مینواختند در حین تنظیم موسیقی به نکات خاصی در هارمونی موسیقی ایرانی دست پیدا میکردند که تا آن موقع کمتر برای کسی مشخص بود. بخصوص دستگاهها و گامهایی که کمتر آهنگسازی سراغ آنها می رفت مانند سه گاه، بیات ترک و ... اما این پیانیستها همیشه با تغییر کوک و آزمون و خطا راه حلهایی برای چند صدایی کردن دستگاههای موسیقی ایرانی می یافتند. با دقت به این روش متوجه میشویم که، یکی از ضعف های موسیقی ایرانی که ضعف هارمونی بود بتدریج در حال رفع شدن بود. خوشبختانه پس از انقلاب به علت بها دادن به موسیقی ایرانی، نوازندگی پیانو ایرانی به قویترین حد خود از لحاظ تکنیک و دانش موسیقی رسید بطوری که کارهای ایشان در مواردی به مراتب برتر از کارهای نوازندگان سایر سازهای ایرانی بود. کلاسیک بودن ساز پیانو از یکطرف و وجود مطالب و قطعات زیاد موسیقی کلاسیک برای این ساز در ایران به تدریج نوازندگی پیانو را از حالت ایرانی به سمت کلاسیک سوق داد. اتفاقی که برای سایر سازها مانند ویلن در ایران نیفتاد، شاید به این خاطر که بیان احساسات ایرانی با توجه به توانایی های فیزیکی ویلن امکانپذیرتر بود تا با پیانو، به بیان دیگر شاید یک دلیل کشیده شدن نوازندگان پیانو به سمت موسیقی کلاسیک در ایران عدم توانایی ساز در بیان احساسات ایرانی همانند یک نوازنده ویلن بود. در هر صورت امید است موسیقی ایرانی تنها مصرف کننده موسیقی کلاسیک و غربی نباشد و بتواند با استفاده از تکنیک ها و دانش آن حرف های جدید و زیباتری از گذشته برای بیان داشته باشد. |
|
گروه هنر دانشگاه شیراز
موسیقی کلاسیک
حتی اگر در موسیقی خیلی حرفه ای نباشیم و دو قطعه کاملا" ناشناس برای ما پخش کنند خیلی سریع میتونیم با یک قضاوت اولیه بگیم که کدامیک از این دوقطعه کلاسیک هست و کدام نیست. چرا اینگونه است؟ اصلا" به واقع موسیقی کلاسیک یعنی چه؟ آیا هر قطعه ای که در آن دسته سازهای زهی و برنجی و ... به اجرا میپردازند یا یک پیانیست خیلی دقیق و درست به اجرای نت یپردازد کلاسیک هست و بقیه قطعات که نوازنده ها اغلب بدون داشتن نت به اجرای موسیقی میپردازند کلاسیک نیست؟
بسیاری از ما موسیقی افرادی چون باخ، هندل، وی والدی، شوپن، لیست، واگنر، چایکفسکی، اشتراوس و .... را کلاسیک مینامیم حال آنکه تمام این بزرگان سبکی غیر از کلاسیک در موسیقی دنبال میکردند. آنچه کاملا" مشخص هست موسیقی این افراد به انظمام موسیقیدانان کلاسیک مانند موتزارت یا بتهوون و ... تفاوت هایی آشکار با بسیاری از موسیقی های قرن حاضر دارد. بله موضوع دوتا شد، اول اینکه اصلا" اصطلاح موسیقی کلاسیک درست هست یا نه؟ و دوم اینکه آیا این اصطلاح به درستی بکار میرود یا خیر؟
بکار بردن اصطلاح موسیقی کلاسیک برای کارهایی غیر از موسیقیدانان دوره کلاسیک نادرست بوده اما متاسفانه رایج هست. بگونه ای که حتی اگر در بزرگترین فروشگاه های موسیقی در خارج از کشور هم بروید بوضوح قسمتی از فروشگاه را میتوانید ببینید که در بالای آن تابلو CLASSIC زده شده و در این قسمت انواع کارهای دوره های پیش از باروک، باروک، کلاسیک تا رمانتیک بفروش میرسد. چرا این لغت برای عنوان کردن سبک موسیقی طی این دوره های خاص بکار برده شده؟ شاید منظور از کلاسیک نوعی از موسیقی باشد که حالت جدی داشته باشد، اما مگر بسیاری از قطعات Jazz یا Rock جدی نیستند؟ شاید منظور نوعی از موسیقی باشد که برتر است یا بقولی معنی موسیقی خوب را بدهد. که بازهم درست نیست چون بسیاری از کارهای موسیقیدانان معاصر هستند در مقام مقایسه پا به پای کارهای بزرگان موسیقی گذشته عزض اندام میکنند.
به دردسرتان نیندازم هر اصطلاحی بخواهیم بکار ببریم جای اشکال دارد و واقعا" تعریف دقیقی را نمی توان برای سبک این دوره های موسیقی بیان کرد. اما یکی از جالبترین تعریف هایی که در کتاب تجزیه و تحلیل موسیقی برای جوانان از لئونارد برنستاین خوندم این بود که تفاوت موسیقی این دوره ها با موسیقی امروز بیشتر در تهیه پارتیتورهای دقیق هر ساز یا خواننده و تاکید بر اجرای مو به موی نت ها با احساساتی که آهنگساز مشخص کرده میباشد. مثلا" با فرض توانا بودن نوازنده ها، اجرای یک کار کلاسیک توسط دو گروه ارکستر در دو جای مختلف دنیا نباید خیلی با هم متفاوت باشد. حال آنکه اگر قطعه Nice Work If You Can Get It از آقای George Gershwin را که توسط Ella Fitzgerald و آقای Stings (و خیلی های دیگه) اجرا شده گوش کنید خواهید دید که تفاوت های بسیاری دارند و در عین حال همه یک قطعه از Gershwin هستند.
موسیقی دوره های کلاسیک، باروک و ... آنقدر دقیق و جدی تنظیم میشد که اگر گروهی کوچکترین تغییر در اجرای آن میداد دیگر آن قطعه بنام اصلی خودش شناخته نمیشد، کما اینکه بارها دیده ایم هنگامی که گروه های ضعیف به اجرای کارهای کلاسیک می پردازند، این اجرا ها مورد قبول مخاطبین و منتقدین موسیقی قرار نمیگیرد اما موسیقی امروز اینگونه نیست. یک قطعه موسیقی pop رو ممکنه یک ده ها نفر به صورت های مختلف اجرا کنند و نام آن همواره یکی باشد
مجله تخصصی موسیقی(دانشکده هنر و معماری دانشگاه شیراز)
آشنایی با رهبر ارکستر
|
رهبر ارکستر کیست؟ وظیفه او چیست؟ چگونه با نگاه ها و اشاره هایش همه سازها را کنترل و هدایت می کند؟ چرا با این وجود بسیاری از مردم در این فکر هستند که او در میان نوازندگان کار خاصی انجام نمی دهد؟ آیا او تنها، فردی است که باید لباسهای شیک و تمیز بپوشد و مانند ناظم یک مدرسه به هنگام اجرا مراقب حرکات نوازندگان باشد؟ نیاز به وجود رهبری ارکستر هنگامی مشاهده شد که گروه نوازی سازها بعنوان نوع جدید و مهمی از اجرای موسیقی شکل گرفت. تعداد زیادی از نوازندگان شروع به نواختن می کردند و به علت نبود هماهنگی نتیجه کار اغلب نا مناسب بود، آنها نیاز به یک هدایت کننده داشتند که همه اعضای ارکستر از او حرف شنوی داشته باشند. بدون وجود رهبر ارکستر پاساژها و نوانس ها بد اجرا می شوند، سازهای مختلف هرکدام به روش خود تغییر تمپو می دهند، .... و شاید از همه مهمتر نوازندگان به هنگام تمرین نمی توانند از وقت خود بخوبی استفاده کنند و در نهایت نتیجه کار بسیار نامطلوب خواهد بود. پیش از قرن نوزدهم زمانی که نیاز به وجود رهبر در اکستر احساس شد؛ مایستر ارکستر و یا سولیست (یا کنسرت مایستر - Concert Master) - معمولآ نوازنده ویولن یا پیانو - علاوه بر اجرای موسیقی بخش خود، مسئولیت اینکار را نیز بعهده می گرفت اما با گذشت زمان، پیچیده تر شدن موسیقی، بیشتر و مهمتر شدن وظایف رهبر، این فعالیت بعنوان یک وظیفه مشخص، جدا و تخصصی تعریف شد؛ بطوریکه امروزه قسمت بزرگی از ارزش و اعتبار یک ارکستر به توانایی های رهبر آن باز می گردد. ایده اولیه به قرون وسطی باز می گردد خصوصیات یک رهبر 1- رهبر ارکستر باید دانش عمومی بسیار زیادی از موسیقی داشته باشد. 2- تمامی سازهای ارکستر را باید بشناسد و با آنها کارکرده باشد (لزومی به توانایی نوازندگی با آنها نیست) و ارکستراسیون بداند. 3- بهتر است در صورت امکان، بتواند اندکی با یک ساز زهی بخصوص ویولن نوازندگی کند، چراکه قسمت بزرگی از ارکستر را نوازندگان زهی و خانواده ویلن تشکیل میدهند. 4- بهتر است بتواند در حد خوبی پیانو بنوازد. 5- گوشهای دقیق باید داشته باشد و ریتم را خوب درک کند. 6- اعتماد به نفس از مهمترین خصوصیات روحی و اخلاق یک رهبر موفق است. 7- باید توانایی درک و خواندن سریع موسیقی از روی نت را داشته باشد. 8- بهتر است او با هنر آواز خواندن آشنا باشد. 9- فیزیک بدنی مناسب و انضباط رفتاری از دیگر ویژگیهای شخصی یک رهبر ارکستر است. آیا بدون وجود رهبر ارکستر، این افراد می توانند موسیقی
به این مثال دقت کنید تاثیر شرایط روحی، فیزیکی نوازنده و نیز درک او از موسیقی بر کیفیت اجرا، برای همه ما کاملآ مشهود است. ارکستر، ساز رهبر اما بزرگترین مشکل یک رهبر ارکستر آن است که بر خلاف پیانو، ویولن، گیتار، فلوت و ... سازی که او دارد همواره به حرف هایش گوش نمی دهد و به مراتب سخت تر از یک پیانو یا ویولن کنترل می شود. ساز یک رهبر ارکستر، از تعداد زیادی سازهای مکانیکی تشکیل شده که نوازندگان به دستور رهبر آنها را آنگونه که او می خواهد می نوازند اما مشکل اینجاست که درک افراد از موسیقی یکسان نیست. برای همین آماده سازی اجرای یک قطعه آنگونه که رهبر ارکستر آنرا احساس می کند و می خواهد بیان کند بسیار دشوار است. کوک کردن همه سازها، اجرای درست و دقیق ملودیهای لگاتو یا استکاتو، مقابله با شیطنت نوازندگان و ... پیش از اجرا، همگی از جمله وظایف یک رهبر ارکستر است. یک رهبر موفق ارکستر باید یک مدیر بسیار کارآمد و قاطع باشد، او باید بتواند نوازندگان ارکستر را به تنهایی مدیریت کند، کاری بمراتب سخت تر از مدیریت یک شرکت ! مهمترین فعالیت های رهبر ارکستر قبل از اجرای اصلی
خلاصه وظایف رهبر ارکستر 1- بخش عمده وظایف رهبر ارکستر به قبل از اجرای اصلی باز میگردد، هماهنگی نوازندگان، حل مشکلات تکنیکی و گرفتن خطاهای اجرا، یکسان کردن درک موسیقی و ... از جمله این فعالیت ها هستند. 2- یک رهبر ارکستر اغلب مجبور است پارتیتور موسیقی را به ذهن بسپارد تا بتواند در حین اجرا بدون نگاه کردن جدی به آن، موسیقی را دنبال کند. 3- انتخاب نوازندگان ارکستر عمومآ با رهبر ارکستر است. 4- برنامه ریزی تمرین، اجرا و ... با رهبر ارکستر است. 5- یک رهبر ارکستر توسط دست راست خود معمولآ - نه لزومآ - با کمک یک چوب بنام باتون (Baton) ضرب میزان را توسط کشیدن اشکالی در فضا مشخص می کند. 6- رهبر ارکستر هنگام نمایش دادن ضرب میزان با دست راست تمپوی موسیقی را نیز کنترل می کند و نوازندگان با کمک آن می توانند افزایش یا کاهش تمپو را بصورت گروهی، یکسان اجرا کنند. 7- دینامیک موسیقی توسط حجم شکلی که رهبر ارکستر در فضا می کشد مشخص می شود، اشکال بزرگتر دینامیک قویتر را نشان می دهند. 8- در بسیاری موارد رهبر ارکستر از دست دیگر خود (چپ) برای مشخص کردن دینامیک موسیقی کمک می گیرد. حرکت به سمت بالا مشخص کنند حالت افزایش قدرت صدا (Cresendo) و حرکت از بالا به پایین مشخص کنند کاهش قدرت صدا (Decrescendo) است. 9- نحوه حرکت دادن دست و اعمال احساس در آن از دیگر کارهایی است که رهبر ارکستر توسط آن پارامترهای دیگری را به هنگام اجرا را به نوازنده منتقل می کند. 10- یک رهبر ممکن است برخی از مواردی را که مطرح کردیم با حرکات سر و نگاه به نوازندگان منتقل کند. 11- مشخص کردن زمان ورود یک ساز به موسیقی از دیگر وظایف مهم رهبر ارکستر است. اینکار معمولآ با اشاره کردن به نوازنده یا گروه نوازنده انجام می شود. 12- بسیاری دیگر پارامترهای اجرای موسیقی مانند لگاتو، استکاتو ... عمومآ با روش مختلفی مانند نحوه حرکت دادن دست، به نوازندگان بیان می شود. ممکن است او با نمایش یک کمان روی فضا، یک جمله موسیقی را بیان کند و ... |
|
نقل از:مجله موسیقی و سینما(دانشکده هنر و معماری شیراز)
موسیقی درمانی
|
گوش کردن به موسیقی می تواند به طور چشمگیری تاثیر مثبت بر نگرش ما در مورد درد جسمانی داشته باشد. آن دسته از بیماران که طی این آزمایش به موسیقی گوش داده بودند به محققان گفتند که میزان دردشان بالغ بر ۲۱ درصد و افسردگی آنها که ناشی از درد دائمی بوده تا ۲۵ درصد کاهش داشته است.این تحقیق که نتیجه آن در مجله علمی پرستاری پیشرفته منتشر شده است همچنین نشان می دهد که موسیقی به بیماران کمک می کند کمتر احساس ناتوانی و معلولیت جسمانی کنند. بیمارانی که در این تحقیق مشارکت داشته اند از بین مراجعین به کلینیک های امراض مفصلی انتخاب شده بودند. آنها به طور میانگین حدود هفت سال به بیماری هایی مانند استئو آرتریت (التهاب مفاصل)، جا به جایی مهره های ستون فقرات و آرتریت روماتوئید مبتلا بوده اند. بیشتر آنها حداقل در یک ناحیه از بدن خود به طور مستمر از این گونه دردها رنج می برده اند. داوطلبین مشارکت در این تحقیق به دو گروه تفکیک شدند.
نتایج آماری به دست آمده از دو گروهی که روزانه به موسیقی گوش کرده اند، نشان داده است که موسیقی تاثیر چشمگیری در کاهش درد، افسردگی، علائم معلولیت و همچنین افزایش حس توانایی در میان آنها داشته است.
تحقیقات قبلی در این زمینه که نتیجه آن در همین مجله علمی منتشر شده بود نشان داد که گوش کردن به موسیقی ملایم به مدت ۴۵ دقیقه در شب، کیفیت خواب را بهبود می بخشد. |
|
منبع:سایت جام جم